پیام نهایی:
در جهان چیز منفی وجود ندارد. همه چیز مثبت است اما در درونمان، هم مثبت و هم منفی داریم.
چکیده مقاله:
همه چیز خوب، زیبا و دوست داشتنی است. در جهان بدی و خوبی وجود ندارد ولی دو نوع خوبی داریم. در جهان واقعی منفی و مثبت نیست در قلب ما منفی و مثبت، خیر و شر هست. جهانی که خدا می آفریند سرتاسر زیباست اما جهانی که در پندار ماست و در دل ما جریان دارد زشت و زیباست . موجوداتی که خداوند بطور واقعی می آفریند جملگی خوب ،نیکو ،پاک ، سالم و بیگناه هستند. اما موجوداتی که در درون و اندیشه ما پدید می آیند دو دسته می شوند، عده ای خوب و سالم و عده ای دیگر بیمار و بد هستند.
هر چه خداوند می آفریند و به ما می دهد نعمت است اما نعمت های خداوند در درون ما به نعمت و نقمت تقسیم می شوند. نعمت هایی که باب میل و هوس ماست نعمت هستند اما نعمت هایی را که بر خلاف میل ما هستند، تکذیب می کنیم و. نقمت می شمریم. ما انسانهایی هسنیم که یک چیز واحد را دو چیز متضاد می بینیم. خداوند همیشه بخشاینده و مهربان است اما ما بواسطه بی خبری و کودک بودن، مهربانی خداوند را به غضب و خشم خدا تعبیر و تفسیر می کنیم. همه انسانها بطور واقعی و عینی خوشبخت اند همه آنها معصوم و پاک هستند اما در جهان اندیشه و ذهن، عده ای خود را خوشبخت و برخی خود را بدبخت تصور می کنند. همه انسانها سالم هستند اما در جهان ذهن و اندیشه عده ای خود را بیمار می یابند و برخی خود را سالم می بینند. همه موجودات بطور واقعی زنده هستند و برای همیشه زندگی دارند اما ما انواع زندگی را به مرگ و زندگی تعبیر و تفسیر می کنیم. همه موجودات بدون استثنا به ما خوبی می کنند اما فکر می کنیم، برخی به ما بدی و ظلم می کنند و و بجای سپاسگزاری و تشکر به آنها حمله ور می شویم و فحش و ناسزا می گوییم!!. بجای اظهار عشق و محبت، تنفر و کینه آنها را به دل می گیریم. در جهان واقعی فقط خداوند وجود دارد. اسماء آیات و کلمات الهی هستند اما در جهان درونی و نفسانی ما خداوند هم وجود دارد و شیطان هم وجود دارد. شیطان، شرّ و بدی بسیار بسیار کوچک و حقیر هستند. از دایره نفس ما خارج نیستند. باطل و کذب هستند. اما خداوند، خوبی و سلامتی واقعی بسیار بسیار بزرگ و عزیز هستند. حق و صدق می باشند. هنگامی که این معنا و واقعیت را همان گونه که هست ، درک کردیم آیات تکوینی قرآن را به جان و دل می پذیریم. امور منفی و باطل ناچیز می شوند (( انّ الباطل و کان زهوقا)) 81/17 در جهان واقعی فقط و فقط خداوند اختیار دارد و همه موجودات بدون استثناء، عبد و مجری فرامین خداوند هستند. همه مجبور مطلق هستند اما در جهان درونی و نفسانی، ما اختیار د اریم هر کاری را انجام دهیم. واقعیت جبر واختیار این است که انسان ها در عمل مجبورند ولی در فکر و اندیشه مختارند. اگر اندیشه مثبت داشتند خداوند اعمال بیرونی را مثبت می سازد و در جهت مثبت تغییر می دهد. اما اگر اندیشه منفی داشتند خداوند اعمال و روی دادهای بیرونی را منفی نشان می دهد و در جهت منفی تغییر می کند.
گر بود اندیشه ات گل، گلشنی گر بود خار، تو هیمه گلخنی
مثنوی
در جهان واقعی خداوند همه کاره و دیگران هیچکاره اند. مانند مرده ای در دست خدا هستند. حرکت و تغییر آنها، به دست خداوند هست و این معنای (( لا حول ولا قوة الّا بالله العلی العظیم )) است. اما در جهان ذهنی و درونی ما، هر موجودی قدرتی و اختیاری دارد فلذا از آنها میترسیم، به آنها دل می بندیم، از آنها انتظار کمک داریم. جهان ما، جهان کثرت می شود ولی جهان واقعی جهان وحدت است و همه موجودات تحت فرمان یکی هستند. در جهان واقعی همه چیز صاحب و مالک دارد. صاحب و مالک اشیاء فقط خداست ما هم متعلق به صاحب و مالک خود یعنی خدا هستیم و اگر بفهمیم که به خدا تعلق داریم آنگاه به سوی او رجوع می کنیم. ((انّا لله و انّا الیه راجعون)) 156/2 اما در جهان پنداری و خیالی همه چیز مستقل هستند و ما نه تنها احساس استقلال میکنیم بلکه چیز های دیگر را هم، صاحب می شویم و این احساسات دروغین، ما در همه بیماری های روحی هستند. وقتی مال و اموال خود را از دست می دهیم یا آبرو و مقام خود را در معرض خطر می بینیم و یا بیماری جسم، ما را تهدید می کند، دچار بحران روحی و بیماری روانی می شویم اما انسانی که آنها را متعلق به خدا می داند هیچگاه دچار محرومیت و عقده حقارت نمی شود.
ادامه دارد
هوالحق
روز خداوند
برای مثبت نگری باید وارد جهان مثبت شد و جهان خدا یا دارالسلام جهان مثبت است . روز خداوند شب ندارد و شب آن ، روز دنیاست .
جهان منفی همین دنیای مادی است که از درگیری اضداد بنا شده و خداوند کمک کند که هجرت کنیم به جهان خدایی .
روز خداوند روزی است که در نظر انسان پرده ی جهان مادی محو می شود و جهان خداوند ظاهر می گردد و این جهان شادی است جهان معصومیت همگانی و معصومیت همه چیز و همه کس ..جهان فرشتگان
ما منتظر روزقیامت هستیم تا جهانی نو ببینیم نه همین جهان را از نو ببینیم . چشم ها را بشوییم و غبار خودخواهی را پاک کنیم تا زندگی خدایی را ببینیم.
از شراب تسلیم بنوشیم و ........
اگر می خواهید در زندگی خود پیشرفتی را مشاهده کنید چاره ای جز این ندارید که افکار منفی را از ذهن خود کاملا پاک کنید و افکار مثبت را جایگزین آن کنید پس همین حالا به پشت بام ذهن خود بروید و آنتن های ذهنتان را تنها به سوی ایستگاه هایی تنظیم کنید که شبانه روز امواج مثبت پخش می کند، کاری کنید که کارکنان ایستگاه های منفی از شدت بیکاری اخراج شوند.
معادلات زندگی انسان ها بسیار پیچیده و مبهم است و به خاطر همین باید دقیق بدانیم که چه رفتاری را در این معادلات سخت و مبهم از خود بروز دهیم تا زندگی ما تبدیل به یک زندگی ایده آل و درجه یک شود و به عبارتی همه حسرت زندگی ما را بخورند نه اینکه شبانه روز در حسرت زندگی دیگران باشیم. همه افراد در زندگی خود با مشکلات فراوانی روبرو هستند اما انسان موفق کسی است که اولا به فکر رفع مشکلات باشد و دوما در میان مشکلات نیز برای خود یک زندگی بیست و نمونه بسازد تا الگویی برای دیگران باشد
برای داشتن یک زندگی نمونه و درجه یک و مدل بالا فقط کافی است چند کار ساده انجام دهید تا از زندگی خود رضایت کامل داشته باشید :
1)دستگاه عیب سنج و ایرادگیر وجودتان را از کار بیندازید
در منطق قرآن کریم تنها این افراد به عیب جویی می پردازند :
1)انسان های ستمگر و متجاوز (1)
2) فاسقان (2)
3)کافران (3 )
4)گناهکاران و مجرمان (4)،
5)تکذیب کنندگان انسان های سالم (5)
6)منافقان دورو که به سرکوفت دیگران تمایل و گرایش دارند (6)
اگر میخواهید در زمره این گونه افراد نباشید از همین امروز این دستگاه را در وجودتان از کار بیندازید با از کار انداختن این دستگاه در وجود خود قول می دهیم خیلی چیزها در زندگی شما متحول شود ,خورشید درخشان تر، پرنده ها خوش آوازتر، مردم مهربان تر و حتی کسب و کارتان پربرکت تر خواهد شد.
افکار منفی تولید اضطراب می کنند .
هر گاه احساس هراس یا تشویش بکنید ، دلیلش این است که به خودتان
تلقین می کنید که حادثه وحشتناکی در شرف وقوع است .
مثلا: اگر ترس از پرواز دارید و هواپیما تحت تاثیر اختلال هوا تکان -
می خورد ، ممکن است وحشت کنید . علتش این است که فکر می کنید:
(( هواپیما دارد سقوط می کند !)) .
هراس شما ناشی از اختلال در وضع هوا نیست ، بلکه ناشی از پیامی -
است که به خودتان می دهید .
وقتی طرز فکرتان را عوض کنید می توانید احساستان را
تغییر بدهید .
دکتر دیوید برنز
حتی یک زندگی شاد هم نمیتونه فارغ از برخی راه های
تاریک باشه، کلمه شاد معناش رو از دست میداد، اگر توسط غم متوازن نمیشد. خیلی بهتره
که اتفاقات را همانگونه که پیش می آیند با صبر و آرامش
بپذیریم.
کارل
گوستاو یونگ
منبع:http://omidbezendegi.blogfa.com/